المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

263

التنبيه والإشراف ( فارسي )

معين كرد كه يزيد بن ابى سفيان و عمرو بن عاص و ابو عبيدة بن جراح و شرحبيل بن حسنه بودند . به خالد بن وليد نيز كه در عراق بود نوشت تا به آنها ملحق شود . خالد با آنها حركت كرد و در شام ، بصرى و حوران و بثنيه و بلقاى دمشق را بگشودند . روميان در اجنادين و سپس در مرج الصفر با آنها روبرو شدند كه شكست خوردند و كشتار بسيار از آنها شد پس از آن مسلمانان سوى دمشق رفتند و آنجا را محاصره كردند . محاصره همچنان دوام داشت كه ابو بكر بمرد ( مرگ وى در مدينه بشب سه شنبه هشتم جمادى الاخر سال سيزدهم هجرى در شصت و سه سالگى و بقولى بيشتر بود ) و در اطاق عايشه پهلوى پيغمبر صلى الله عليه و سلم به خاك رفت . مدت خلافتش دو سال و سه ماه و دو روز و بقولى بيست روز بود . وى بلند قد و سبزه‌گون و لاغر اندام بود با گونه‌هاى فرو رفته و چشمان گود و پيشانى برآمده و چهرهء استخوانى و موى خود را حنا و رنگ مىبست . كاتبان وى عثمان بن عفان و زيد بن ثابت و عبد الله بن ارقم بودند . نقش انگشترش « نعم القادر الله » بود . قاضى او عمر بن خطاب رضى الله عنه و حاجبش شديد آزاد شدهء او بود . وى سه پسر داشت يكى عبد الله كه در حوادث سال هشتم ضمن سخن از محاصرهء طايف بوسيلهء پيغمبر صلى الله عليه و سلم از او ياد شده . اعقاب وى منقرض شده‌اند و آخرشان اسماعيل بن عبد الله بن ابى بكر بود . ديگر عبد الرحمن بن ابى بكر كه صحبت پيغمبر يافته بود و اعقاب بسيار دارد از جمله طلحيان فرزندان طلحة ابن عبد الله بن عبد الرحمن بن ابى بكر كه بيشترشان صحرا نشينند و در اطراف جاده و صفينه در ناحيهء قفا از قلمرو ايم بر جادهء عراق روبروى مسلح و اقيعيه و غمره